و نا گفته ها ...

در برابر چشمان تو من خیس آب می شوم

سیاه می شوم ، خاک می شوم

تو پلک می زنی و من

به روی چشمهای تو ، از تمام پلیدی ها ، دو رنگی ها ، سیاهی ها

پاک می شوم ...

/ 3 نظر / 8 بازدید
قصه شاه پریون

سلام... ممنون که اومدی به وبلاگم... راستش من وبلاگ شما رو یادم نیست متاسفانه [سوال] به آرشیوتون هم سر زدم اما چیزی یادم نیومد...[ناراحت] اسم وبلاگتون قبلا چی بوده؟؟؟ من معمولا دوستان رو همیشه یادم میمونه اما تعجب میکنم اسم وبلاگ شما اصلا یادم نیست ... بهر حال خوشحال شدم یکی هنوز ما رو یادشه [لبخند]

مسافر

خیلی قشنگ بود و خیلی رویایی[گل]